X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

در ماتم آل علی ...

در ماتم آل علی، خون همچو دریا می رود
تیغ است و بر سر می زند دست است و بالا می رود

از عشق آل بوالحسن این تیغ زن و آن سینه زن
داد و فغان مرد و زن، تا عرش اعلی می رود
...

پیراهن شمع خدا، یعنی حسین و مجتبی
جانها همی گردد فدا، سرها به یغما می رود

کوتاه کن انکار را بدعت مگو این کار را
این سوگ آل حیدر است این خون نه بیجا می رود

روی زمین پر همهمه در دست جانبازان قمه
خون از برو دوش همه، از فرق تا پا می رود

من چون ننالم این زمان، مرد و ضعیف و ناتوان
کین برق آه عاشقان، از سنگ خارا می رود

از ابن سعد بیوفا، شامی و شمر پر جفا
بر آل و بیت مصطفا، چندین تعدا می رود

بغداد گردد لاله گون، در روز عاشورا به خون
و از کاظمین آن سیل خون تا طاق کسری می رود

و از طاق کسری سرنگون ریزد به پای بیستون
و از بیستون آید برون، سوی بخارا می رود

خون سیاوش شد هبا در ماتم آل عبا
تا دامن روز جزا تا جیب عقبا می رود

من سنی ام نامم رضا، کلب امام مرتضی
درویش عبدالقادرم راهم به مولا می رود
  

 



   شیخ رضا طالبانی کرکوکی