آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

از فرمایشات حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

... پیامبر و ائمه و اولیاء از قرآن ناطق شدند . اولیاء الهامی می گیرند و از قرآن ناطق می شوند . پس کوتاهی نکرده و کلام خدا را به جان و دل پذیرفته و اگر صد در صد نتوانستیم ، پنجاه درصد حرکت کنیم . جای هیچ ناامیدی نیست .  

آیا چون همه آلوده اند ما هم آلوده شویم ؟؟

تفسیر عشق از منظر حاج سید علی اشرف صادقی

...پس هدف ما سه مسئله مهم است : عشق که ( ع ) آن عبد و عبودیت ، ( ش ) آن شاهد بودن و انظرو الی الله و ( ق ) قرب است .  

و این ( عشق ) را که از عبودیت به انظروا الی الله و از آن به قرب و وصل می رسد و واصل خواهی شد .بدون درد و رنج و غم و الم ممکن نیست به دست بیاوری . اگر رنج نکشی به خدا نمی رسی . بی خود ، خود را فریب نده و به حقیقت حرکت کن . اگر ندیدی آن وقت اعتراض کن  

 

 

از فرمایشات حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

چون گزیدی پیر نازک دل مباش  

سست و ریزیده چو آب و گل مباش  

ور به هر زخمی تو پر کینه شوی 
 
پس کجا بی صیقل ، آیینه شوی

رخوت فاصله

 
در این رخوت کند و دلگیر و بی حوصله
در این زمهریرِ سیاه و نمور گله
تن سُست من بی هم آغوشی آسمان
شبیه کتک پیچ یک کاغذ باطله
زمان در کش و قوس غمگین و خاکستری
گلو در سکوت گرانِ تَنِش ، حامله
صدای حضیض و کبود در و پنجره
دهد بیم طغیان و شوریدنِ فاصله
دم گرم عیار خوش خنده یخ را شکست
ندا زد : که ای مرغکِ خسته ،شد نافله
به سازِ طریق طرب من وضو کرده ام 
سر و پا زدم مسِ عشق و شدم یکدله 
پر و بال دل سر کشید از سمای جنون
به جان "هو" دمید و شدم همره قافله
دگر رخوت از جان «شیدا» گریزان شده
که از رحمت پیر کردم ،شکسته "سِلِه"
با تشکر از شیدا برای ارسال این غزل زیبا و قابل تامل

نشانه عاشق


یک شب در خانقاه ومتعاقب ذکر به همراه برادران نشسته بودیم که یکی از برادران به شدت در عشق آقا می سوخت یکی از برادران که متوجه این موضوع شده بود به دوست عاشقمان گفت : من می توانم کاری بکنم تا امشب خواب آقا را ببینی . اگر می خواهی باید تسبیحت را به من بدهی ( تسبیح ایشان ، تسبیحی بود که آقا به او هدیه داده بود) .

این برادرمان بلافاصله قبول کرد و تسبیح را به برادر دیگر هدیهکرد تا شب شاید خواب آقا را ببیند .

صبح که برای نماز بیدار شدیم ، حضرت آقا تشریف آوردند خانقاه و بدون اینکه کسی چیزی گفته باشد خطاب به برادری که تسبیح را گرفته بود فرمودند : بابا باختی و ضرر کردی تو می توانستی از عاشق خیلی چیزی بالاتری را بگیری . عاشق برای رسیدن به معشوق جان می دهد نه تسبیح ...


ما عاشق هستیم ؟؟؟