آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

اهل طریق کیست ؟

... اهل طریق ، نفسشان را در اختیار پیر قرار می دهند تا تادیب شود . اهل طریق ، نفس را زیر پا له می کنند . اهل طریق ، دارای سلسله ای هستند که از الله به رسول الله ( ص ) و به علی ( ع ) و پیران مشهور و معروف رسیده است و از اسلام جدا نیستتند ، بلکه مسلمان دو آتشه هستند و... 

 

مطلب فوق بخشی از فرمایشات حضرت حاج سید علی اشرف صادقی می باشد

مراقب توهم و خیال باشیم

یکی از آفت های بزرگ در کمین سالک ، توهم است . یعنی در بسیاری از موارد بر مبنای ذوق شخصی و بدون تایید پیر اموری را دنبال می کند که با طبع خودش که بیشتر نفسانی و نشانی از کاهلی است ،همخوانی دارد و او را بدون اینکه متوجه باشد به بیراهه می کشاند . مثلا اینکه خود را از بسیاری امور بدیهی طریقت و حتی مورد تایید فارغ می داند و انجام این امور را توسط سایرین بیهوده می داند وخود را از دیگران بالاتر می پندارد . در حالیکه در باطن امر اینگونه نیست .  

و چاره این درد فقط زانو زدن در محضر پیر و سپردن نبض نفس به دستان حضرتش است .و...

از فرمایشات حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

... ما عرفان نفسی و شهوانی را نمی خواهیم . عرفانی که عارف بر عرفا باشیم نه . ما عرفانی را می خواهیم که عملی باشد . حضرت علی ( ع ) گفت : یا محمد ( ص ) ، تو با دو چشم دیدی ، من اگر نبینم پرستش نمی کنم . ما در این خط حرکت می کنیم . ما در خط این عرفانیم . آیا عرفان در این خط و مسیر بد است ؟

تمثال مبارک حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

 

طره گیسو بنازم حلقه دام بلاست  

گر بتابی در خمش صد ماجراست

تفسیر عشق

آه این غروب،دوباره چه دلگیر می شود
دم می کند فضا و نفسگیر می شود
طبعِ لطیفِ ذهنِ آشفته ی دلم
با هر چه غیر نام تو درگیر می شود
این کودکِ سرشتِ بی تاب و نارسم
در خانه ی خیال دلت پیر می شود
هر آیه ی شریف ایمان و اعتقاد
با آن لسان صدق تو تفسیر می شود
خواب صعود به بلندای وصال دوست
ای یوسفم، به دست تو تعبیر می شود
ترسیده بود دلم از یک اتفاق دور
چشمش تو را که دید، دلکم شیر می شود !
گویند که سرنوشت رقم خورده پیش از این
اما مرا، نگاه تو تغدیر می شود !
در آن سرا که فنا و بقا فِی للهَ است
زودتر ببر مرا، به خدا ، دیر می شود
پائیز آمد و اما ! ختمی به گل نشست
این حسن حادثه، ز تو تدبیر می شود
«شیدای» آن شدم که از توبه ی نصوح
جانم خرابِ باده ی شبگیر می شود ! 
 
با تشکر از شیدا بابت ارسال این شعر زیبا و اهتمام قابل ستایش ایشان . منتظر نظر شما در باره این شعر هستیم