چیست عرفان ؟ به عجز خود اقرار .
اگر در مقامی باشی که اگر تمام دنیا تعریف و تمجید و تبلیغت کنند و نفس در وجودت غلبه نکند در عجزی ، اگر تبلیغت کنند ناراحت می شوی ولی اگر خوشحال شدی راهت عوضی است. ولی نفس ربّانی ناراحت می شود ، بعد محو جمال حق می شود و از نیم رخ به تمام رخ می رسی ، پرده پرده عوض می شود . همین طور آسان که نمی دهند . بله درست است اگر فضل خدا باشد ، ما هدایت و رستگار خواهیم شد
چه بکنیم ؟ چله چشم بگیریم . از فردا تصمیم بگیریم چشم ما به چیزهای نامحرم نیفتد ، این ارزشی ندارد ، چون چشم ارتباط دارد با قلب و نفس امّاره ، با عشق حقیقی و مجازی .
ارتباط چشم با عشق به دو گونه حقیقی و مجازی است .مجازی آن که چیز خوشگلی می بینیم و عاشق می شویم . مثل زن ، ماشین ، فرش . این عشق هم مرتبه بلند و پایین دارد . عشق حقیقی مثل عامل قصاب که آن زن را دید و عاشق او شد .و...
پس ما چطور می توانیم چشم را از دیدن بعضی پلیدی ها نگاه داریم ؟ باید تمرین کنیم . بدون تمرین ممکن نیست
اگر کینه و حسادت در قلبت نبود ، او در تو تجلی خواهد کرد . اگر آن چه ما می گوییم اجرا کردی دارای این مقام خواهی شد ، وگرنه این ره که تو می روی به ترکستان است . می گویند آقا نمی تواند . بله ما نمی توانیم کسانی را که در خط ما نیستند راهنمایی کنیم و حرکت دهیم . هیچ کدام از اولیاء خدا مردم را از کسب و کار باز نداشته اند . هدف پیران طریقت این بوده که مردم کسب و کار داشته باشند ، ولی ثروت مشروع به دست آورند و انفاق هم بکنند . روزیی که خدا می دهد ، شما مسئولید که برای زن و بچه خود خرج کنید و گرنه به پیسی خواهید افتاد . هرچیزی که در دنیا مشاهده می کنید به اراده اوست و خدا دوست دارد بنده او از دنیا لذت ببرد ولی نه این که فساد کند . این در طریقت ما قبول نیست .
عید غدیر هم آمد و رفت و..
اما چقدر به مفهوم و محتوای غدیر اندیشیده ایم ؟ مگر غدیر و واقعه آن چقدر مهم بود که تایید تمامی بیست و سه سال رسالت حضرت ختمی مرتبت ( ص ) در گرو اعلان و ابلاغ آن بود ؟
مگر مقرر بوده حضرت علی چه بابی را به روی بشریت بگشایند که رسالت با همه عظمتش مقدمه آن بوده ؟
آری برادران و خواهران عزیزم بیاییم متوجه باشیم که فلسفه معرفت و نور عشق و اشراق در گرو درک و باور واقعه غدیر است . واقعه ای که توسط برترین بنده خداوند به عالمیان ابلاغ شد که بدانید خمیر مایه هستی ولایت است . خداوند را شاکر و سپاسگزاریم که نور ولایت حضرت علی ( ع ) در طول زمان و مکان جاری و ساری است و م را نیز از ریزه خواران سفره بابرکت طریقتش قرار داده .
خداوند را شاکر و سپاسگزاریم که اگر آن روز نبودیم تا دست مولایمان را ببوسیم و گردن اطاعت در مقابلشان خم نماییم و دل به ایشان بسپاریم ، اکنون توانستیم دل سپاری و سرسپردگی خود را به فرزند خلف و صالحش حضرت حاج سید علی اشرف صادقی عرض نماییم و با نور ولایت ایشان که منبعث از نور ولایت علی است طریق نور را پیش بگیریم .
امید که قدر این نعمت را بدانیم و در عمل نشان بدهیم که پوینده راه علی هستیم نه با بازی با کلمات
خواهم که به زیر قدمت زار بمیرم
هر چند کنی زنده َ دگر بار بمیرم
من طاقت نادیدن روی تو ندارم
مپسند که در حسرت دیدار بمیرم