لافت از عشق حسین است و سرت برگردن است
عشق بازی سر به میدان وفا افکندن است
گر هوا خواه حسینی ترک سر کن چون حسین
شرط این میدان به خون خویش بازی کردن است
از حریم کعبه کمتر نیست دشت کربلا
صد شرف دارد برآن وادی که گویند ایمن است
ایمن و ای من فدای خاک پاکی کاندرآن
نور چشم مصطفی و مرتضی را مسکن است
زهرهء زهرا نگین خاتم خیرالوری
زور و زهرهء مرتضی و حیدر خیبر کن است
سنیم سنی و لیکن حب آل مصطفی
دین و آئین من و آباء و اجداد من است
شیعه و سنی ندانم دوستم با هر که او
دوست باشد دشمنم آنرا که با او دشمن است
یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر
حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.



دل بسته ام زیبا صنم ، جانم فدای جان او
من کی شوم قربان او ، جانم فدای جان او
هر عاشقی شیدا کند ، رسوای این دنیا کند
آهو شکن چشمان او ، جانم فدای جان او
این دلبر طناز من گربر دیدگانم پا نهد
می گویند فردی حسب عادت مرتبا می گفت : ( یا رسول الله ) .
مدت ها گذشت و روزی به هنگام بیان این عبارت مقدس َ ناگهان ندایی شنید که بله ُ چه می خواهی ؟
فرد مضطرب و شرمسار پیرامونش را می نگریست و هیچ چیزی را برای درخواست یا بیان نداشت .
مجددا شنید : پس چرا این همه صدا میزنی و...
بیاییم مواظب باشیم استمداد از اولیاء الهی و پیران طریقت برای ما لقلقه زبان و یا خدای ناکرده صرفا برای تظاهر نباشد بلکه همزمان با استمداد زبانی َ سنخیت خودمان را نیز افزایش دهیم تا اگر یار خواست و اذن داد بتوانیم و بدانیم چه می خواهیم و مانند گذشته فقط به دنبال مادیت نباشیم