عزیزی می گفت : ای پیر ُ ما دوست داریم از ما دلبری کنی ...در مقابل دوستی دیگر می گفت : باید ما دلبری کنیم تا با حرکات زیبای ما ُ پیر نازنین به وجد آمده و کراماتش را بر ما هویدا سازد ...
حال شما چه می گویید؟ کدام درست است ؟
پیر باید دلبری کند یا ما فن دلبری را بیاموزیم ؟
سال ها در کوچه های خیال می دویدم و می پنداشتم در شهر عشق به دنبال معشوق می چرخم .
لذت دویدن به دنبال سایه ام که گاه در پس خورشید ریا و تظاهر بزرگ می شد آنقدر برایم دوست داشتنی بود که مدام از این طرف کوچه خیال به آنطرف می دویدم و این دویدن های کودکانه ام را سلوک عاشقانه می نامیدم ...
روزی تب کردم و نزد طبی رفتم . اوگفت تنها داروی تو عیادت عشق است. نیشخندی زدم و مدعیانه گفتم عشق که در کمند من است .اینک نزد او می روم
بازهم وارد کوچه خیال شدم و به اطراف نگریستم و از عشق خواستم نزد من بیایید تا تبم فرو کش کند اما هرچه دویدم خبری از عشق نبود .
تب امانم را برید ُ مجددا نزد طبیب رفتم . با نگرانی به رویم خندید و با تعجب پرسید چه شد ؟
گفتمش : عشقم نیست ؟
با دست اشاره ای کرد که عشق با آدمی است نه در کوچه و بیرون . آنچه که در بیرون است خیال است و توهم .
گفتم پس اینهمه مدت من با کی عشق می کردم ؟
خندید و گفت : تو با خیالت بازی می کردی نه با عشقت ُعشق...
پس مصمم شدم خیال را بگذارم و ادعا را دفن کنم تا شاید عشقم را بیابم
مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه
نویسنده: عزالدین محمود کاشانی
در سنت تصوف و عرفان اسلامی آثار عزالدین محمود کاشانی به طور عموم و مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه یکی از ماندگارترین آثار کلاسیک به شمار میرود. این اثر به حدی از اهمیت برخوردار بوده است که صاحب نظران زیادی بر آن شرح نوشته و یا براساس آن آموزههای عرفانی مکاتب عرفانی نظری و یا سلوک عملی شکل گرفته است.
شیخ عزالدین محمود بن علی کاشانی نطنزی از علما و عرفای نامور قرن هشتم هجری است. وی شاگرد نورالدین عبدالصمد بن علی اصفهانی نطنزی از مشایخ معروف سلسلة سهروردیه بوده و در سال هفتصد و سی و پنج (735 ه.ق.) وفات یافته است.
عزالدین محمود و کمال الدین عبدالرزاق کاشانی مؤلف شرح منازل السائرین، هر دو از شاگردان طریقت بودند که در محضر دو استاد به نامهای نورالدین عبدالصمد بن علی نطنزی اصفهانی (وفات 699 ه.ق.) و شیخ ظهیر الدین عبدالرحمن بن شیخ نجیب الدین علی بزغش شیرازی (وفات 716 ه.ق.) درس می گرفتند. نورالدین عبدالصمد، شیخ خرقه و ارادت آنهاست و شیخ ظهیر الدین ظاهراً شیخ صحبت و خدمت ایشان بوده است.
کتاب «مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه» مهمترین اثر عزالدین محمود کاشانی است و در موضوع خود که عبارت از تصوف و اخلاق است، در میان آثار فارسی قرن هفتم به بعد ممتاز و منحصر به فرد است.کتاب مصباح الهدایه مشتمل بر ده باب است و هر بابی ده فصل دارد که در مجموع یکصد فصل دارد. ابواب کتاب از این قرار است:
1ـ اعتقادات 2ـ علوم 3ـ معارف 4ـ اصطلاحات صوفیان 5ـ مستحسنات متصوفه 6ـ آداب 7ـ اعمال 8ـ اخلاق 9ـ مقامات 10ـ احوال.
به طوری که از فهرست مطالب و ابواب و فصول معلوم می شود، مؤلف در این کتاب از نخستین پایة دین که اعتقاد به وجود صانع و توحید است، تا آخرین مقام و منزل سالکان که مرتبة فناء فی الله و بقاء بالله و حال اتصال است، تمام مراحل را به همراه مسایل اعتقادی و اصول و فروع دین و آداب و رسوم، شرح داده، که در نوع خود در میان کتب فارسی قدیم، همتا ندارد.
دیدی که قدح در پس ابهام شکست
سجاده نشین عشق به محراب نشست
برخیز که ساقی دگر آمد پی
سجاده شوید در برابر آن ساقی مست
