آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

آشنایی با پیر غریب. حاج سید علی اشرف صادقی

معرفی اندیشه های عرفانی بدون خرافه و زهد خشک

کلامی از حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

نماز و فلسفه آن را سبک نشمارید . قرآن را سبک نشمارید . قرآن را برای عروسی ُ استخاره و ماشین نپذیرید . ما زقرآن مغز برداشتیم . مغز را بردارید . نامه خدا را بخوانید . خدا نامه ای برای ما فرستاده که می فرماید ( ناس ) یا می فرماید ( مومن ) . کسانی که ایمان آورده اید . تو که ایمان آورده ای ُ چطور دستور خدا را عمل نمی کنی ؟ اگر پدرت نامه ای برایت بنویسد که من در تهران ُ تو در امریکا و تو می گویی من فرزند اویم ُ می توانی انجام ندهی ؟ وجدانت می گوید : یک روزی خودم پدر می شوم . آیا پدر راضی و خوشنود نخواهد شد ؟ پس نامه خدا را بخوانید و انجام دهید ُ ضمن اینکه خودمان خوشنود می شویم او نیز خشنود و راضی می شود .

اندیشیدن

با خودم می اندیشم که من چقدر خوشبختم که مورد عنایت حق قرار گرفته ام و نور طریقت به من تابیدن فرموده تا خودم را دریابم  

با خودم می اندیشم من چقدر می توانم موفق باشم اگر دست از ریسمان طریقت برندارم  

با خودم می اندیشم من چقدر در معرض خطرم اگر نفسم را رها نکنم  

و با خودم می اندیشم دنیا چقدر زیباست اگر هدفم را گم نکنم و محبت چه کیمیایی است اگر معشوقم را ...

در مدح حضرت پیر

ذکر حق از لبانش دم به دم                          قصه غصه درویش هم و غم  

شد چراغ ها روشن از پیر غریب                    شکر حق مهر او ما را نصیب 

تا زدیم خیمه در کویش مقیم                       سفره ها بگشود و ما گشتیم نعیم  

درب میخانه گشود انعام کرد                        جام ها نوش خاص و عام کرد  

می دهد جام ها امشب بی شمار               تا ز سر بیرون کند درد خمار  

دور شمع پروانه ها مستی کنند                   وا رهند و دور از هستی کنند  

حمزه ای دارد امید بارش دهند                     گوشه ای از کوی دلدارش دهند

کلامی از حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

...وصل شدن همان بهشت است و بالاتر از لقاء او نیست . آرزوی هر عارف این است که به او وصل شود . هرکسی با هم جنس خویش همچون کاه و کهرباست . مثل آهن و آهن رباست . هر دو آهن ُ ولی این کجا و آن کجا ؟ این کشش دارد ُ آن ندارد . قطره ای در مقابل اوست . این جاذبه دارد ُ آن ندارد .  

وقتی میخ آهنی را به آهن ربا نزدیک می کنی می بینی با چه سرعتی جذب آن می شود ُ ولی اگر میخ را در گل فروکنی چه ؟ دیگر نمی تواند جذب آن شود . با این که میل به جذب دارد .  

بندگان خدا ذات خود را با حسد ُ بخل ُ زشتی ُ زنا ُ افترا و عمل ناپسند در گل کرده و ذات خود را تاریک کرده اند ُ به تاریکی مبدل می شوند و جذب نخواهند شد . مقصر او نیست ُ این است . اما آن هایی که ذات را صیقلی کرده اند و پاک کرده اند به مانند همان میخ پاک هستند و آهن ربا کار خودش را می کند و...