ندانی که شوریده حالان مست
چرا برفشانند در رقص دست
گشاید دری بر دل از واردات
فشاند سر و دست بر کائنات
حلالش بود رقص بر یاد دوست
که هر آستینیش جانی در اوست
طره گیسو بنازم حلقه دام بلاست
گر بتابی در خمش ، صد ماجراست
می کشاند ، دل دهی عاشق شوی
هر که دل داد ، در خم آن دلرباست
طره ها هر یک دام دیگر است
می روی دردام و بینی هل عطاست
پر دهد از پست ، بالا می شوی
می برد در کوی مقصود ، رهنماست
جام ها ریزد ، زخود بیرون شوی
مست شو در حضور ، مست خداست
رهنمای حق ، امیری کامل است
صادقی عاشق ، سر سپردن را سزاست
...کلیه مخلوقات اعم از نبات و حیوان یک تولدی دارند که از یک زوج به دنیا می آیند . تولد جسمی ، تولدی است که به امر الهی انسان به هستی پا می گذارد و پیغمبر ( ص ) از عبدالله و آمنه به دنیا آمد . این تولد ، تولد عام است و همه خواهند آمد . اما آن تولدی که همیشه و همه روز تولد پیغمبر ماست ، تولد اوست بعد از چهل سال ...
او به دین ابراهیم بود ، نبی بود ، ولی بود . در منزل عموی خود ابوطالب بزرگ شده و خو گرفته بود اما در سن چهل سالگی در کوه حرا به تولدی دیگر نائل شد .
آن تولد چه بود ؟ فطرت اولیه را پشت سر گذاشت و به تولدی بین المللی و جهانی نائل شد و فرمود : ( قولوا لا اله الا الله تفلحوا )...