وقتی انسان به دنیا میاید پاک و مطهراست در طول مدت عمر او مرتکب گناه و عصیان میشود خدای تبارک و تعالی ایه توبه را برای بشر نازل فرمود که به درگاه او توبه کند و خود را در این دنیای ناسوتی پاک و مطهر کرده سپس به سوی خدا برگردد.پس شخص عارف و دانا در این عالم ناسوتی خود ر پاک و مطهر کرده دیگر احتیاجیبه عالم برزخ و دوزخ ندارد "انا لله و انا الیه راجعون" کسانی که در عالم ناسوتی به درجه کمال نرسیده اند ناکام از دنیا میروند یا پیر عزیز به تک تک فرزندانت کمک کن ناکام از دنیا نروند
با تشکر از ریحانه که این متن را از مجموعه فرمایشات حضرت ژیر غریب انتخاب و ارسال کرده اند
گر گویمت که شاهی شاهان چنین نباشند
ور گویمت که ماهی مه در زمین نباشد
گر گویمت که در آ ُروی زمین خرامان
این سرو بالای تو رعنا همین نباشد
گر گویمت که زیبا پری رویان همینند
حقا که در تحقق جان نازنین نباشد
من در تمام آفاق حسنی بدین لطیفی
هرگز ندیده بودم جز تو گزین نباشد
بر یاد مهربانت شاید که خون بریزی
بر پای این محبان جز انگبین نباشد
صاحب نظر تو هستی بر کشتنم اشارت
خود را فدا نمایم این کفر و دین نباشد
صادق به حال مستی می گوید این سخن ها
در حال عشق و مستی او را جز این نباشد
...بابا به خدا من راهم راه پیامبر و امیر المومنین و راه اهل بیت است و غیر از این ُ راهی را نمی دانم و نمی پذیرم ...(از بیانات حضرت پیر )
ای سالک توانگری را آرزو مکن به آنچه خدای تبارک و تعالی به تو ارزانی داشته است قانع باش و بیش مطلب. برای خدا تعیین تکلیف مکن . تمام قدرت ها در برابر خدا حقیر و ناچیز است. آنگونه مباش که زبانت مسلمان ولی قلبت از اسلام دور باشد.گفتارت نشانه اسلام اما رفتارت گواه کفر. نماز و روزه و تمام اعمالت باید به قصد لقاالله باشد.
ای سالک اول به زبان خدا را یاد کن سپس به قلب و بعد به سرٌ، هرگاه آزاری از مردم ببینید به جای خشم و نفرت در چهره سالک تیسم رضا ظاهر می شود.
سالک الی الله بهشت را با تمام ملحقاتش نادیده گرفته و دوزخ و تمام اضافاتش را خاموش می پندارد.جز به خدا به چیزی توجه ندارد و جهت واحدی دارد. خداوند به کسانیکه او را یاد می کنند وعده داده است که آنان را یاد می کند تا وقتیکه ذکر خدا تمام گناهان را از دوش ذاکرین به دور کند. خداوند می فرماید : ذکر خدا را ملازم باشید چون خداوند ذکر را دوست دارد.
ای سالک دانشی را که به دست می آوری به آن عمل کن . علم به عالم الهام می کند که مرا به کار ببند ، اگر جواب مثبت نشنود می رود . یعنی برکتش می رود و رنج و محنتش باقی می ماند.
ای سالک پیروی تو از رسول اکرم (ص) ثابت نمی شود مگر به آنچه فرموده است عمل کنی تا قلب و سرٌت به قرب خداوند عزوجل نایل خواهند شد.
ای سالک از در آمد کسب و کار و فعالیت خود بخور. دینت را وسیله ارتزاق قرار مده ، مال حلال به دست آر و دیگران را در آن با خود برابر بدان و از آن بهره مندشان گردان.
سالک وقتی به قرب خداوند نائل می شود کور و کر می گردد و جز از خدااز دیگری چیزی نمی شنود و دیگری را نمی بیند ، فقط به قرب عشق می ورزد . آنان غرق در جمال و جلال ایزدیند و به چپ و راست توجهی ندارند . تمام جن و انس و فرشته آنان را خدمت گزارند. انواع مخلوقات فرمانبردارشان می شوند و علم و حکمت به فرمانشان در می آید . از فضل خداوند تغذیه می شوند و از شراب انس می نوشند.
ای سالک از خدا به خلق شکایت مکن بلکه هر شکوائیه ای داری در پیشگاه خداوند عرضه بدار. پوشیدن اسرار و رازداری از صفات نیکان می باشد. فضل و عنایات الهی شامل حال هرکسی که خدا بخواهد می شود. توانگری و درویشی و عزت و خواری نیز به مشیت اوست . کسی را در این امر اختیاری نیست .
ای سالک قناعت بورز که قناعت گنجینه ای است که هرگز فنا نمی پذیرد.
به داده خدا راضی باش و ملازم این خصال باش تا از جمله عارفان خدا باشی . دارای قلبی مطمئن و باطنی پاک خواهی شدو خدا تو را اسرار می آموزد که دنیا در نظرت بی مقدار و آخرت را در چشمت عزیز می دارد. اگر می خواهی در بسته ای پیش رویت باقی نماند از خداوند بترس زیرا خداوند کلید تمام درهای بسته را در اختیار دارد.
ای سالک در قبال مقدرات و خواست های خدا سالک باش.
بارخدایا روئیت جمال و جلال خود را ارزانی ما گردان و لذت قرب خود را به ما بچشان و ما را از کسانی بگردان که رضای تو را بر هر چیز دیگری ترجیح می دهند.
غریب از واژه غربت و به معنی و مفهوم کسی است که در غربت و یا دیاری باشد که اهل آن دیار او را نشناسند
اما مگر حضرت پیر از دیار ما نبود و مگر ما او را نمی شناختیم ؟
جواب منفی است . نه از دیار ما بود و نه او را می شناختیم .
او از دیار عاشقی بود و ما از دیار نفس و شناخت به معنی دانستن مشخصات شناسنامه ای ایشان مد نظر نیست بلکه معرفت به ابعاد وجودی و اندیشه ای حضرتش مقصود است که تا هنوز هم بسیاری از ما به ژرفای اندیشه متعالی و ابعاد نامتناهی ذات ایشان واقف نشدیم و ( هر کسی از ظن خود شد یار ایشان ) .
حتما به یاد دارید و به یاد داریم که چقدر فریاد ( هل من ناصر ینصرنی ) سر می دادند ، چقدر از سر اخلاص فریاد می زدند ( بابا به خدا من شریعتی هستم و طریقت بدون شریعت را بیخود می دانم ) چقدر فریاد زدند ( بابا امر به معروف و نهی از منکر کنید ) و...
اما ما و همه کسانی که می شنیدیم – البته نمی شنیدیم – فقط نظاره گر بودیم و دل هایمان تحمل و توان پذیرش این همه زلال اندیشه را نداشت . شاید به ظاهر می پذیرفتیم ، اما با اعمالمان خلاف آن را ثابت می کردیم . او را از جنس خودمان می پنداشتیم در حالیکه ایشان از زمره اولیای الهی بودند که در میان خلق بودند ولی دل با خالق داشتند و صرفا حسب وظیفه با ما و به منظور ارشاد و دستگیری معاشرت می فرمود .
و این یعنی فراهم کردن زمینه غربت ایشان . اینکه حرف ایشان را نمی فهمیدیم و یا اگر می فهمیدیم توان انجامش را نداشتیم یعنی نشناختن حضرتش . یعنی حاج سید علی اشرف در میان ما غریب بود
اینکه علیرغم علم به ناتوانی و نادانی و سرکشی نفسمان در برابر دریای آرام تواضع و اخلاصش به اجتهاد می پرداختیم ، نشانه غریب بودن ایشان نیست ؟
اینکه از همه اندیشه های ناب و ولایی ایشان فقط دف و سما را گرفتیم و به ابعاد نامتناهی و انسان ساز دستوراتش نمی اندیشیم یعنی او را به غربت کشاندیم .
آیا اندیشیده ایم هدف حضرتش از این همه رنج و تعبی که به جان خرید چه بود ؟
آیا باور داریم فقط برای کمال ما و آزادی ما تلاش کرد ؟ اگر اینگونه است چرا خودمان نیز همتی نمی کنیم ؟
برای انتشار و تجلی اندیشه های ناب و برگرفته از شریعت محمدی و طریق علوی ایشان در میان جامعه و حتی خانواده خودمان چه کرده ایم ؟
مگر نفرمود : بابا با اعمالتان تبلیغ بکنید ؟
مگر نفرمودند : درویشی یعنی در خویشی ؟
مگر نفرمودند : عشق ، محبت و خدمت ؟
مگر نفرمودند : عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست ؟
مگر نفرمودند : بابا بیایید از آنچه که نزد من است بهره ببرید تا با خودم آن را نبرم ؟ آیا بهره ای گرفتیم ؟ آیا بهره ای می بریم ؟
بیاییم برای جبران این همه محنتی که به حضرتش تحمیل کردیم وبرای جبران قدرناشناسی هایمان قدری به خود بیاییم و به سلوک توام با عشق بپردازیم تا درهای مهر و محبت به روی ما گشوده شود و در فردای محشر شرمنده ایشان و اجداد طاهرینش نباشیم ؟
و فراموش نکنیم که هنوز هم دیر نیست زیرا به فرمایش حضرتش : حیات و ممات اولیا یکی است و ایشان ( حی ) است و ذاتش ما را نظاره گر و...