X
تبلیغات
رایتل

عقل و عشق در طریقت مبارکه علویه قادریه صادقیه

عقل و عشق از ذات و صفات حق تعالی هستند ، بنا بر این در خلقت تقدم و تأخری به هم ندارند از ازل نطفه ای از عقل وعشق در انسان گذاشته شده است .عقل تحت تاثیرعواملی از قبیل ژن ، محیط وجدان و زمان ارتقا    می یابد ، اما عشق نیاز به درک معشوق کل و یا به عبارتی پیر دارد.

از مختصات منحصر به فرد طریقت مبارکه علویه قادریه صادقیه سلوک سالک بر اساس عقل و عشق است و امکان حرکت بدون هیچکدام یا با یکی ممکن نیست.لذا هر کسی عاشق تر است عاقلتر است و برعکس !

در این حرکت متعالی عشق که ابتدا با جذبه ای الهی از جنس عشق به سالک هدیه شده به عنوان متغیر به سمت بالا و مثبت سوق داده میشود و عقل که از ذات است و افسار نفس را به دست دارد به کمکش می آید .

سالک در ابتدا با عقل جزیی که دارد به سمت طریقت ، به نور پیر جذب میشه وبعد از توبه و بیعت ،عشق آرام آرام در دلش پیدا میشه و با حضور و قوت این عشق ،عقل حسابگر زایل میشه و این زایل شدن به معنای از بین رفتن نیست ، مثل نور شفق صبحگاهی که با طلوع نور خورشید از بین نمیرود بلکه متعالی میشود و به وقت خودش در امور دنیوی و رعایت آداب شریعت کارکرد خودش را نشان میدهد

چون که صد آید نود هم پیش ماست

با تولد عشق در دل سالک ، این عشق میشه موتور محرک و عقل،  اگر عشق بسمت الهی تکامل کند به عنوان متغییر،عقل هم به  سمت عقل کل ارتقا پیدا میکند ، واگر عشق گرفتار نفس بشود و به سمت عشق مجازی حیوانی و شهوات و نادانی برود ،عقل هم تبعیت میکند و پس رفت میکند و سالک می شود "هالک"

رابطه متغیر و متعالی در یک چرخه همانند پلکان مارپیج است با تغییر مثبت عشق عقل متعالی و با تعالی عقل ، عشق به سمت مثبت حرکت میکند و در صورت عدم تطابق و تجانس سقوط از پله مارپیچ آغاز می گردد

این عقل جزیی با عشق کمک می کنند تا تعادل برقرار شود و راهی برای نفوذ نفس فراهم نشود.

عدم تطابق عقل و عشق موجب اقتدار نفس می گردد. همانند سالکینی که پس از مدتی سلوک به غلط ادعای وصول به مقصد و یافتن مقام قرب الهی و مسند ارشادکرده اند ویا کسانی که در اثر استیلای نفس نا امید شده وآتش عشقشان به سردی گرویده و در سلوک متوقف میگردند

پس هر کجایی که فعالیت یا عملکردی غیر معمول و یا نا متعالی داشتیم قطعا تحت سیطره نفس است چون عشق ما قرار بوده به سمت مثبت برود و عقل هم که متعالی است . در اینجا باید متوجه بود و راه نفس را با عقل و مدد از پیر راه بلد بست .

وقتی که به فرمایش حضرت غوث الصادق  در نهایت عقل فانی میشود و یا به عبارتی لإمکان نامیده شده اشاره به فنای عقل جز در عقل کل است و رسیدن به درجه إنسان کامل

(لامکان صفت حق تعالی است)

و اینجا حرم امن است همان میشود که در عین عاقلی عاشق است یعنی صادق است و عشقش تهی از نفس و هدیه خداوند است و بر اثر این عشق و فنای عقلانی در جبر قرار گرفته وبه اذن وعشق پرورگار به مقام دستگیری نائل می گردد.

پیر از این دو ابزار (عشق و عقل )استفاده میکند و بنا به مقتضیات زمان ،استعداد و قابلیت سالک و از همه مهمتر به دل و عشق و عقل مبارک خودشان ،با این دو ابزار سالک را به سمت کمال واقعی هدایت میکنند

البته در باب استفاده از عقل و عشق میشود به کیفیت استفاده از ابزار رنده و اره توسط نجار اشاره کرد. عقل و عشق دو ابزاری در دست پیر هست که متناسب با سلیقه خود و نوع و جنس مخاطبش از آن بهره میگیرد .هرچند عموما ایشان دارای علاقه شدیدی به عشق به عنوان انگیزه آفرینش هستند.

البته تا این مرحله پیران طریقت علویه قادریه صادقیه بیشتر درویش را با عشق حرکت داده اند  و ارکان اصلی طریقت را عشق و محبت معرفی کرده اند ولی باز هم این به خواست و اراده پیر و ظرفیت سالک بستگی دارد

تعالی ذات و عقل معنی جز تناسخ و تقرب بیشتر به ذات حق تعالی ندارد و این همان درجه تقرب  و هدف غائی سلوک است. دعای خیر برای پیران طریقت این است خدایا درجات پیرم عالی است متعالی بگردان

آشنایی با طریقت علویه قادریه صادقیه

طریقت علویه قادریه صادقیه عرصه ای برای حزب و گروه و دسته بندی سیاسی و اجتماعی و .... نیست . فقط فرصتی است برای خوب زندگی کردن و خوب زندگی کردن یعنی زندگی فردی و اجتماعی سالک بر مبنای شریعت محمدی و طریقت علوی پایه گزاری شده و سالک در فرآیند زندگی به دلیل داشتن الگو و نقشه راه ،گم نمی شود و به انحراف نمی رود

از بایسته های سلوک در طریقت علویه قادریه صادقیه

یکی از بایسته های سلوک ، ایمان و اعتماد راسخ به طریقت و راهی است که سالک در آن گام نهاده است که لازمه این ایمان ، اهتمام و جدیت برای پیشبرد و عدم بازگشت است .

در اینجاست که حضرت حاج سید علی اشرف صادقی می فرمایند: ( بابا اگر می توانی بیا و گرنه جنس بدل در مقابل تیزآب از بین می رود )

آری طریقت مس را به طلا تبدیل می کند اما باید مس باشیم تا انتظار طلا شدن را داشته باشیم

برکات وجود پیران طریقت

یکی دیگر از برکات وجود نازنین پیران طریقت در جامعه ، ایجاد ملجاء و امیدواری برای افرادی است که نمی توانند و یا نمی خواهند از روند معمول به گنهکار بودن خود واقف شوند بلکه در اثر نشست و برخاست و سیر و سلوک با اولیاء الهی به انحراف خود واقف می شوند .

از این روست که اولیاء و پیران طریقت به مثابه پزشک دوار گنهکاران را شکار و به دام معرفت می کشاندند و منتظر نمی مانند تا آن ها به فکر بازگشت باشند و ...


ادامه دارد ...

وظیفه اجتماعی سالک در طریقت علویه قادریه صادقیه

یکی از توصیه های اکیدی که حضرت حاج سید علی اشرف صادقی به مریدان و علاقمندان می فرمودند این بود که مبادا اعمال و رفتار شما نام و نشان طریقت و درویشی را تحت تاثیر قرار دهد و باعث بشوید که دیگران تصور اشتباهی از طریقت در ذهن خود ایجاد نمایند و... 

این توصیه اکید هرچند بار برای ما تکرار شود باز هم ضرورت دارد تا دوباره و به شکلی جدی به آن توجه و تامل نماییم . گاهی دفاع ما ُ تبلیغ ما ُ توضیح ما و اعمال ما آنچنان در هاله تعصب و حتی جهالت قرار می گیرد که به مذاق هیچ کس خوش نمی آید هر چند ما برای دیگران سلوک نمی کنیم و نظر دیگران نباید ما را از ادامه مسیر منحرف کند اما عکس آن هم درست است که نباید رفتار و عملکرد ما به نحوی باشد که دیگران مجموعه رفتار های ما را با همه طریقت یکسان ببینند . لذا بر ما واجب است که با تاسی به سیره فردی و اجتماعی ائمه اطهار و پیران طریقت به ویژه حضرت حاج سید علی اشرف صادقی سلوک اجتماعی خود را بر اساس معیار صداقت و تحمل و بردباری بنا نهیم و در جامعه ُ طریقت علوی را به صورت ملموس به منصه ظهور بنشانیم  

یادآوری این نکته هم جالب است که همه ما بر اساس حسن خلق و رفتار و منش بزرگوارانه حضرت پیر به طریقت گرایش پیدا کردیم . پس تکبر ُ نخوت و عجب و... در ما نباید جایی داشته باشد

   1       2       3      >>