خرقه و فلسفه آن در طریقت علویه قادریه صادقیه

خرقه از لحاظ لغوی از ریشه خرق به معنای پاره کردن بوده ، و در اصطلاح به معنی تکه ای پاره شده از لباس، و یا لباسهای تکه پاره شده و وصله دار می باشد. 


در عرفان و تصوف خرقه به معنی لباسی است که شیخ و پیر و مراد آنرا به مرید پوشانده تا نمادی برای علاقه این دو به هم و همچنین اشاره قرآن به "لباس تقوی" ،و شاید هم رموزی دیگر بر اساس اصول هر طریقتی بوده ، و وجه تسمیه آن به این خاطر است که قبلاً لباس صوفیان از لباسهای پاره و وصله دار و بی اهمیت از نظر ظاهر بوده است. حتی عده ای خرقه را از تکه های لباس دراویشی که در سماع خرقه خود را پاره کرده بودند درست می کردند. 


عده ای هم معتقد هستند که این سنت از زمان نبی اکرم که ایشان و بعضی از صحابه از سر زهد و بخاطر پیام "الفقر فخری" از پوشیدن لباس مندرس و وصله دار ابایی نداشتند گرفته شده است و شاید هم چون رسول الله کسانی را مفتخر به پوشاندن لباسی خاص فرموده ، خرقه و خرقه پوشاندن و خرقه پوشیدن مرسوم شده است.


ولی ریشه آن هر چه هست از نظر ما خرقه دو حالت خاص و یا باطنی، و عام و یا ظاهری دارد. خرقه خاص همانی است که از آدم تا خاتم و از خاتم و مولا علی تا عصر حاضر به خواص الهی که شامل اولیاالله وابسته به ایشان می باشند هدیه شده است و به جز مواردی معدود که در ظاهر بوده اکثراً باطنی انجام گردیده است و حد اعلای لباس تقوای مورد نظر الهی است.


خرقه عام همان است که پیران طریقت به پشتوانه نبی اکرم و پیران خود به مریدان و سالکین طریقت خود هدیه میکرده و خواهند کرد و در ظاهر به صورت و اشکال متعددی میباشد. 


خرقه عام در ابتدای تصوف قطعاً از همان منشاء لباسهای مندرس و وصله دار و حتی گاهی هم از پشم و پوست یعنی اجناس زمخت و کم ارزش گرفته شده و نشانه بی ریایی و بی تکلفی و زهد و فقر بوده است. لذا به تدریج به عنوان سمبلی برای تصوف در آمده، و معانی و مصادیق خاصی یافته است به طوری که همانند خود تصوف در زمانها و مواقعی هم ، مورد سودجویی و سوء استفاده شیادانی هم قرار گرفته است. چون در اکثر زمانها متصوفین در جامعه ، بعلت رفتار و عمل و سیره صحیح و الهی خود، بعنوان افرادی شریف و اهل تقوا شناخته شده بودند. بنابراین عده ای متقلب با پوشیدن خرقه خود را به سلک دراویش در آورده تا با ظاهرآرایی و جلب اعتماد افراد جامعه، اقدام به دستیرد به مال و ناموس مردم زده و کلاهبرداری کنند که در این باب عرفای راستینی چون حافظ پرده دری کرده اند. و این چیزی است که متاسفانه امروزه شکل بدتر و وسیعتری به خود یافته است.


به هر صورت خرقه در طرایق مختلف رنگها و اشکال و مصادیق مختلفی حتی در زمانهای خاصی داشته است. ولی اصل و اساس مشترکی هم داشته که در حقیقت بر پایه و معنای تشرف به تصوف و تخلق به اخلاق و سلوک درویشی بوده است. در واقع پوشیدن خرقه به معنای بیعت با شیخ و طریقتی خاص بوده، و نشاندهنده تعلق مرید به مرادی مشخص است. بنابراین خرقه پوشیدن هم نشانه درویشی بوده است و هم بر اساس نوع و چگونگی خرقه طریقت درویش و نوع سلوک وی مشخص میگردیده است و امروزه هم تاحدودی می گردد.


علت و مصادیق دیگر خرقه بسیار زیاد بوده و در طرایق مختلف متفاوت است، اما در طریقت مبارکه علویه قادریه صادقیه خرقه به مصداق لباسی است که سالک پس از توبه و تشرف به این طریقت، و یا در مواردی هم به اذن پیر قبل از توبه و تشرف ، پس از متبرک شدن با دست مبارک پیر، پوشیده میشود. پوشیدن خرقه در جهت حفظ هویت طریقتی، یادآوری توبه کار بودن درویش، ابراز شکر درویش در پذیرش توبه وی و لزوم حفظ آن و بقای دائمی در توبه، همرنگی و یکرنگی در خانقاه و هنگام ذکر جمعی ، عدم تمایز در وضع ظاهری و مادی سالکین متعدد، جلب توجه دراویش به ساده پوشی و ساده زیستی ، پرهیز از ظاهر سازی در خانقاه و مجالس ذکر و ارائه بی ریایی و بی تکلفی سالکین این طریقت ، حفظ و تحکیم سنخیت ظاهری و باطنی مرید و مراد، و ایجاد و یادآوری ارتباط باطنی سالک و پیر میباشد.


خرقه این طریقت ساده و بصورت ردایی بلند و نسبتاً بسته همراه با چند دگمه کوچک در جلوه بوده و رنگ آن در ابتدا فقط سفید بوده ، که در سیری در روز تولد مولا علی اجازه پوشیدن خرقه به رنگ سبز که بعلت قبولی توبه سالکین طریقت از طرف حضرت حق و شفاعت پذیری پیران این طریقت بوده، توسط بنیانگذار این طریقت اخذ گردیده است. لذا هر درویشی که مژده پذیرش توبه خود را دریافت کرده باشد و باطناً توان حفظ توبه را در خود ببیند لایق و سزاوار پوشیدن خرقه سبز بوده و با تبرک آن به دست مبارک پیر مجاز به پوشیدن آن میباشد. ولی پوشیدن خرقه سفید که کفنی هم نامیده میشود و اشاره به موت اختیاری و تولد ثانویه هم دارد، تا قبل از آن بواسطه اینکه درویش به نفس خود میدان ندهد و پوشیدن خرقه سبز موجب غرورش نگردد و از طرف دیگر مهلت داشته باشد که نفس خود را بخوبی مهار نماید، اشکالی ندارد.


حال که فلسفه خرقه و سمبلیک بودن آن از نظر این طریقت شکافته گردید مفاهیم ترکیبی خرقه هم بر اساس بینش این طریقت قابل درک می گردد. به این ترتیب:


-خرقه ارشاد: به معنی همان خرقه خاص و یا باطنی است که توسط یکی از پیران قبلی و یا نبی اکرم در باطن به پیر اهدا گردیده، و اجازه ارشاد را به ایشان داده و مسند نشینی ایشان را رسمیت میدهد.


-خرقه ولایت : چنانچه سالکی به مقام نفس مطمئنه برسد و پیر تشخیص دهد که حصول این مقام برگشت ناپذیر است و در مواردی قابلیت نیابت پیر را هم دارد، و یا اینکه سالکی قادر باشد در جهاتی مسئولیت انجام رسالت پیر را بعهده بگیرد و قابلیت آن را هم دارا باشد، پیر ایشان را ملبس به خرقه ولایت میسازد. این خرقه بر اساس شرایط سالک و نظر پیر میتواند ظاهری و یا باطنی باشد.


-خرقه تشرف: همان خرقه عام و یا ظاهری است که تمامی مشرف شدگان و حتی محبین این طریقت را شامل میشود.


-خرقه تهی کردن: به معنی ترک خرقه توسط جسم سالک یا همان وفات سالک است. در واقع زمانی که سالک قادر نباشد با جسم خود در خرقه ظاهری حاضر گردد خرقه را تهی (تخلیه )کرده است که به معنای مرگ جسمانی ایشان است