آشنایی اجمالی با حضرت حاج سید علی اشرف صادقی( غوث الصادق )

حضرت حاج سید علی اشرف صادقی در بامداد  (24 آذر1311ش) مصادف با نیمه شعبان سال  (1351ق)  ودر شب برات و نزول رحمت دائمه الهی بر بندگان ، در خانواده ای فرهیخته و اهل عرفان ، بر این دنیای ناسوت هدیه شدند .حضرت غوث الصادق در این باره می فرمایند:(من اصل آباء و اجدادم از مکه و مدینه بوده است. ما به مکی مشهور هستیم .در کردستان خانواده ما را به عنوان سیّد مکی می شناسند. من شکر خدا  را به جا می آورم که در یک خانواده عارف و ادیب که مشهور و معروف بودند به دنیا آمدم.)

همچنین در وصف پدر مکرمشان می فرمایند :

(... پدرم یک عارف به تمام بود عرفان من از طرف پدرم است و ارشاد از حضرت پیرم است . درویشی و عرفان را تلفیق کردم. اگر پدرم مرا حرکت نمی داد الان نمی توانستم بین شما باشم...)

حضرت حاج سید علی اشرف صادقی ،  دوره نوجوانی را میگذراند که  بی قراری های بسیار ، روح بلند شان را جهت درک حقیقت، معرفت معشوق و سیراب شدن از عالمی ورای عالم ناسوت و یافتن راهی برای رسیدن به الوهیت سوق می داد.زندگی در کردستان که مهد عرفان ، طریقت و معرفت است زمینه ای را فراهم کرد تا ایشان از نزدیک با مکاتب عرفانی مختلفی همچون نقشبندیه ،نوربخشیه و پیران و مشایخ متعددی آشنا شوند. اما هیچ یک از این مکاتب گمشده حضرت نبوند. لذا  به سنت معمول دست به دامان اولیاء و اجداد مطهرشان شده و از وجود مبارکشان استمداد طلبیدند . تا اینکه اولیاء الله در رویای صادقه وی را به پیری عاشق و وارسته رهنمون ساختند و ایشان در سن حدود هیجده سالگی عزم خود را در این راه راسخ می کنند.


حضرتش در این باره می فرمایند:

(...پس از پایان تحصیلات مقدماتی ، اشتیاق و عطش وصف ناپذیر به درک حقیقت و لحن شور انگیز و آتشین و تغزلی پیر گیلانی مرا وادار می کرد به دنبال پیر باشم تا با چراغ او راه را از چاه تمیز دهم.شبی در یکی از رویا های صادقه مرا به پیر و قطب وقت حضرت شیخ عبدالکریم برزنجه[1] که از سادات جلیل القدر هستند حواله دادند. پگاه که از خواب برخاستم پس از آنکه  دوگانه به در گاه  یگانه گزاردم به دنبال پیر به مرز ایران و عراق رفتم و به محضرش شرف یاب شدم. در آنجا جلوه ای از مظاهر الهی دیدم که فقط او می تواند انسان عاشق و سالک را به سوی حقیقت رهبری نماید ... به یاد این شعر افتادم :

صد قیامت گشت هر دم آشکار

تا جمالش پرده از رخ برگشاد

چون نقاب زلف از رخ برگرفت

جان عاشق گشت واصل بر مراد

تا به زلفش سرفرازی می کنم

سایه او از سر ما کم مباد

...فرمود راه طریقت برای جوانان اندکی مشکل است ولی تو را شایسته آن می بینم.دگر در هم ریختگی و پریشانیم کنار رفته بود ...لبخندی زد و به ارشاد ایشان به طریقه قادریه مشرف شدم )

همچنین حضرت غوث الصادق در وصف حضرت سید عبدالکریم می فرماید:(والله پیرم علوی بود والله او علوی بود..)لذا درارتباط روحانی این مرید ومراد آنچنان عشق اهل بیت و دلبستگی به ایشان در غلیان بود که پیر بزرگوار می فرمودند: (اشرف از همت پیرش به خدا صادق شد.)

حضرت حاج سید علی اشرف  صادقی در سن سی ویک  سالگی به سنت پیامبر مکرم اسلام (ص) با صبیه یکی از تجار متدین اصفهان با بشارت پیرش ازدواج نموده و از این پس روند تکامل روحانی حضرت سید علی اشرف سیری تصاعدی یافته و به اشارت پیرش رسما به ارشاد مردم بر اساس اصل (امر به معروف و نهی از منکر )همت گماشتند.

در سال (1356ش(  همانند حضرات اجداد گرامیشان و تاثیرگذاران در تاریخ عرفان اسلامی ، به ترک وطن و مهاجرت به تهران اقدام کرده و طریقه علویه قادریه را که تا آن زمان تقریبا در بلاد غیر کُرد ناشناخته بود، بر اساس شرایط زمان و مکان  به ارمغان در پایتخت پایه ریزی  نمودند. دیری نپایید که شهره حضرت پیر که طریقتی پویا و مبتنی برشریعت نبوی و طریق علوی را به بازار دلها عرضه کرده بودند عالمگیر شده و عشاق حق و حقیقت از اقصی نقاط ایران و طریقت های مختلف از محضر مبارکشان استفاده نموده وآنها ازدم مسیحایی حضرت زندگی دوباره مبتنی بر عشق و معرفت آغاز نمودند . راز موفقیت حضرت غوث الصادق در اوج تکاپوی مکاتب مختلف فکری به ویژه در آستانه انقلاب اسلامی، صداقت منحصر به فرد و التزام ایشان به رعایت  تمامی ارکان شریعت، عشق بی حد وحصر ایشان جهت هدایت بندگان خدا به سوی صراط معرفت و اشراف کاملش به مقتضیات زمان بود .حضرت در این رابطه فرموده اند: (بدانید من شریعتی هستم .بدانید هر طریقتیی که شریعت را انجام ندهد اهل طریقت نیست.)

مسند پیر طریقت نه به سیم است و نه زر

مرد حق خواسته این سلسله جولانگاهی

تکثر رو به تزاید مریدان در کنار عشق و ارادت وصف ناشدنی مریدان به ایشان که پس از سال ها یکی دیگر از فرزندان راستین مولا علی (ع) را یافته بودند و در محضرش انواع  کشف و شهود وکرامت ها را می دیدند ؛ بر زندگی ساده و بی پیرایه حضرت پیر هیچ تأثیری نداشت . ایشان همچنان  به سنت پیامبر اسلام (ص) واهل بیت مکرمشان و پیران راستین طریقت  بدون هیچ گونه انحراف و خود برتر بینی  با عشق ، به ارشاد مردم به ویژه جوانان می پرداختند و با کار و تلاش ضمن امرار معاش به دستگیری فقرا نیز مشغول بودند. ایشان مکررا می فرمودند: (...مطمئن باشید فریب نمی خورم و نفس بر من غلبه نمی کند و همان صادقی خاکی و بی تکلف بوده ،هستم و خواهم ماند و انشا الله با خواست خدای متعال و کمک او و پیران طریقت در خط اجدادم قرار خواهم داشت.من این طریقت را با قرآن و شریعت و سنت محمدی و اهل بیت و پیران طریقت و عشق و محبت و خدمت ارشاد می کنم...)



[1] شجره نامه اجدادی حضرت سید شیخ عبد الکریم قادری زاده به شرح زیر است:

سید شیخ عبد الکریم ثانی بن سید عبد القادر بن شیخ کریم شاه کس نزان بن سید حسین بوی خوش بن حسن بن عبد الکریم خاو بن سید اسماعیل الولیانی بن محمد نوری بن سید با با علی بن سید با با رسول بن بابا سید ابن با با رسول بزرگ ابن قلندر ابن عبد السید ابن سید عیسی احداب ابن سید حسین ابن بایزید ابن سید عبد الکریم ابن قطب العارفین سید عیسی برزنجی ابن علی با با رسول همدانی ابن سید با با یو سف همدانی ابن سید شیخ محمد منصور.در ورزنده ساوه. ابن سید عبد العزیز ابن سید سلطان عبد الله ابن سید اسماعیل محدث ابن امام موسی کاظم(ع) ابن امام جعفر صادق (ع) ابن امام محمد باقر(ع) ابن امام زین العابدین(ع) ابن امام حسین (ع) ابن امام علی ابن ابیطالب (ع)