X
تبلیغات
زولا

غزلی نغز از حضرت حاج سید علی اشرف صادقی

بازهم سحرم جذبه مستی به سر آفتاد

ناگه که عشق جوانی به شور و شرر افتاد

در مدح علی شاه ولی غلغله افتاد

این مدح همان لحظه مرا در نظر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

آن روضه پر نور علی حیدر کرار

در جنت از او نور عظیمش شده انوار

گوئی که مسیحا نفسش بر من دلدار

دیده به در خانه پیر والاگوهر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

آن شاه علی صاحب دیوان عدالت

بر تخت سلیمانی کند حکم ولایت

مطرب تو بزن ساز دگر جان به فدایت

شور و شعفم با دف و مستی به سر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

شاهان به درگاه تواند ای شه دوران

شاها نظری کن تو بر این محفل یاران

این شیفتگان نغمه زنند با دل و با جان

از عرش معلا به همه کرَ و فَر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

ای حیدر کرار تویی شیر خدا پاک و مطهر

هم زوج بتول عم رسول ساقی کوثر

لطفی تو بفرما بر این حلقه اطهر

ای وای بر آن کس که بر این دوده در افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

یا رب به حق عزت آن شاه شهیدان

جانا نظری کن تو بر این حال پریشان

از سلسله قادریم با دل و با جان

بیگانه که در جهل بود در خطر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد

امروز به او فخر کنند اهل هدایت

گل در چمن از بوی علی یافت طراوت

صادق که مرید تو شد ای شاه ولایت

این شعر مرا بار دگر در نظر افتاد

با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد