X
تبلیغات
نماشا
رایتل

عهد شکن

از خالق این هر دو جهان ننگ ندارد
آنکس که بگوید شهِ ما هَنگ ندارد
اولاد علی سینه فراخ اند، مریدا
آن بحرِ فنا تابِ دل تنگ ندارد
درمانده و گمراه شود مرغک بی دل
چون غافله اش هدهد و سیرنگ ندارد
"از جام وجودش دل تو آب ننوشید!،"
"در پای مزارش حِلِه و چنگ ندارد !!"
وقتی به هوای دل خود عهد شکستی
دف هم بنوازی دگر آهنگ ندارد!
از پای دلت بند گسیل و همه او باش !
این قافله حاجت به خرِ لَنگ ندارد !
در بازی عشاق بلا، مرد بباید
جَستی بزن این قاعده ,جیم فَنگ ,ندارد !
آندم که دلت جلوه ی الله بگیرد
ذاتت همه نور است و دگر رنگ ندارد
گر سمتِ مِنا در دل تو پیر نباشد
در رَمیِ جَمَر ، دامن تو سنگ ندارد !
درویش بکن جهد و تضرع به بَر پیر
در خانقَهش جای خُل و مَنگ ندارد !
«شیدای» غم پیر غریبم، وَ دریغا
کان دِیر مغان مرغ شباهنگ ندارد ! 
 
با تشکر از شیدا بابت ارسال این شعر نغز